تبليغاتX
هی فلانی!
 

بی‌تابی‌ام نه گرما
نه بی‌رنگی
که گویی رد ِ حضورت کم‌رنگ!

پ‌ن1: " خداجان! می‌شه یه‌کم دست بجنبونی توی براوردن ِ حاجت‌هام؟!"
پ‌ن2: مادربزرگ! دومین سالگرد ِماندگاری‌ات مبارک!

+   دوازدهم تیر 1388 نازنین محمودی | 
 

نقاب بگذارم
باز همان بی‌نقاب!

پ‌ن1:  کاش وجدانشان هنوز زنده بود!
پ‌ن2: آستانهء تحمل‌ام سیر ِ نزولی دارد! کاش منفی نشود!
پ‌ن3: دستان‌ات را بی‌تاب‌ام!

+   هشتم تیر 1388 نازنین محمودی | 
 

پس ماندگی ِ ذهن
کراهت ِ اندیشه،
دو روی سکه!

پ‌ن1: کاش ابتدای ِ انتهایش آشکار بود!
پ‌ن2: " خدا را شکر، حداقل فهمیدیم یک عمر با چه کسانی هم‌کاسه بودیم!"
پ‌ن3: این‌روزها، با خود ِ بی من‌ات، چگونه سر می‌کنی؟

+   پنجم تیر 1388 نازنین محمودی | 
 

سکوت باید کرد؛
نه ترس،
به احترام ِ تن‌های ِ بی‌جان!

پ‌ن: " ... !!"

+   سوم تیر 1388 نازنین محمودی | 
 

گیرم
کور
کر
و لالِ‌مان کردید؛
با رؤیاهامان چه می‌کنید؟

پ‌ن1: خواهرک‌ام! آسوده پرواز کن،
تمام‌ ِ دخترکان ِ این خاک، می‌خواهند "ندا" نامیده‌شوند!
پ‌ن2: "می‌شه تویی که دل‌ات به‌هوای ِ اون مردکی که اون خانوم روش ا.فتا.ده بود و چار تا لگد بهش زدن و تلویزیون هی نشون داد، سوخت؛
خ.ف.ه ‌شی!؟"
پ‌ن3: این‌روزها عجیب فیلم ِ ماتریکس برایم تکرار می‌شود! واقعیت نه آنچه بود؛ نه آنچه هست!!

+   یکم تیر 1388 نازنین محمودی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مکرر
دیروز می‌آید
امروز می‌آید
فردا می‌آید
و من
میان پایان و آغاز
دستان‌ا‌م را می‌نگرم
لحظه‌ها را مرور می‌کنم
گویی هنوز حرفی میان دستان و نگاهم
برای تولد تقلا می‌کند.
يا ميان سكوت‌های تو!
دل‌ا‌م لمس رؤیا می‌خواهد!

 


POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان