تبليغاتX
هی فلانی! - 156
 

گیرم
کور
کر
و لالِ‌مان کردید؛
با رؤیاهامان چه می‌کنید؟

پ‌ن1: خواهرک‌ام! آسوده پرواز کن،
تمام‌ ِ دخترکان ِ این خاک، می‌خواهند "ندا" نامیده‌شوند!
پ‌ن2: "می‌شه تویی که دل‌ات به‌هوای ِ اون مردکی که اون خانوم روش ا.فتا.ده بود و چار تا لگد بهش زدن و تلویزیون هی نشون داد، سوخت؛
خ.ف.ه ‌شی!؟"
پ‌ن3: این‌روزها عجیب فیلم ِ ماتریکس برایم تکرار می‌شود! واقعیت نه آنچه بود؛ نه آنچه هست!!

+   یکم تیر 1388 نازنین محمودی | 
 
پروفایل
آرشیو
کتاب‌من
درباره وبلاگ
مکرر
دیروز می‌آید
امروز می‌آید
فردا می‌آید
و من
میان پایان و آغاز
دستان‌ا‌م را می‌نگرم
لحظه‌ها را مرور می‌کنم
گویی هنوز حرفی میان دستان و نگاهم
برای تولد تقلا می‌کند.
يا ميان سكوت‌های تو!
دل‌ا‌م لمس رؤیا می‌خواهد!

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM