- " من همهء کارها رو درست می‌کنم!"

: " نمی‌خواد! تو فقط 1 پسر ِ کاکُل‌زری برام درست کن!!!"

 

پ‌ن1: منطقی هست! نه!؟

پ‌ن2: عجیب در انتظار ِ پلهء بعدی هستم!

پ‌ن3: چند پله باقی‌ست تا انتهای این راه؟

 

 

برای سوسوی تمامی دست‌ها

دعا می‌کنم،

در حوالی ِ زایش ِ دستان‌ام!

 

پ‌ن1: اولین پله را که پشت‌سر می‌گذارم، انرژی می‌گیرم برای بقیه راه.

پ‌ن2: دل‌ام برای چای آلبالوهای بازارچهء بالای ِ پارک ِلاله، تنگ است!

 

 

حواس‌ام به رؤیاهایت هست؛

آسوده بخواب!

 

پ‌ن1: بوی عود همیشه بی‌تابم می‌کند!

پ‌ن2: کاش این همه دور نبودی!

پ ن3: کاش این تعطیلات ِ اجباری تمام شود!

 

 

کاش رها شوم.

پرواز،

نه!

رها در دستان‌ات!

 

پ‌ن۱: هذیان‌گویی شروع ‌شد!!

پ‌ن۲: رنگ ِ‌مو، چه زود دل را می‌زند؛ مثل رنگ و لعاب آدم‌ها!

 

 

دل‌ام قایم باشک می‌خواهد!

تو چشم بگذار

فقط یادت باشد پشت‌ات هستم!!!

 

پ‌ن1: خفه نشد، دل‌ام را می‌گویم!

پ‌ن2: گویی قرار نیست، دلهره امتحان تمام شود!

 

 

دل ِ من!

خفه شو!

 

 

بینایی می‌خواهم!

 

 

این روزها دل‌ام

عجیب هوای لباس سپید عروس، دارد!

 

پ‌ن: دچار یبوست فکر شده‌ام، سی‌لاکس هم نمی‌تواند کاری کند، انگار!!!

 

 

گویی قرار بر این نیست چیزی تغییر کند!

یلدا همان یلدا!

مکرر تلخ!

 

پ‌ن: هیچی نگو!