آغوش‌ات جای ِ من است

خدای ِ من!

 

پ‌ن: گذشت. اما، نه آرام... نه صبور... تنها قبول!!

 

 

تا نبودن

فاصله همان، بودن است!!

 

پ‌ن۱: + " درس، درس، درس ....  "

 : " گور ِ پدر درس!! من تن‌ات را می خواهم!! "

پ‌ن۲: دل‌درد دارم و هذیان می‌گویم، فقط همین!!

پ‌ن۳: عکس بی‌ربط است. می‌دانم!!

 

 

من به فردا می‌اندیشم

به دورتر رسیدن!!

 

پ‌ن: کاش این امتحان نیز بگذرد!!

آرام... صبور... قبول!!

 

 

-  " خوب ترجمه می‌کنی دست‌نوشته‌ها را!"

: " دست‌ها را چطور!؟"

 

پ‌ن: گذشته قصه است

آینده راز

اما هر دم هدیه!

 

Vergangenheit ist geschichte,

Zukuntf ist Geheimnis,

Aber jeder Augenblick ist ein Geschenk

 

 

دل‌ام لحظه‌شماری می‌کند برای گرمای‌ِ لبان‌ات

 و شاید

آن حلقه دوم!!

 

پ‌ن: در هپروت بودن هم، عالمی دارد

تنها کاش، فرصتی بود برای رویاپردازی!!