
ماهیگلی ِ هفتسین!
نکند رنگ ببازی به سردی دستانام!!
میگویند بهار نزدیک است!
پن۱: بالاخره میآیی یا نه؟ با تو هستم بهار!
پن۲: کاش برایم نرگس بیاوری و مریم و رز و ... خ و د ت را!!
پن۳: امید است سال ِ نو سال ِ خرمی باشد!

ماهیگلی ِ هفتسین!
نکند رنگ ببازی به سردی دستانام!!
میگویند بهار نزدیک است!
پن۱: بالاخره میآیی یا نه؟ با تو هستم بهار!
پن۲: کاش برایم نرگس بیاوری و مریم و رز و ... خ و د ت را!!
پن۳: امید است سال ِ نو سال ِ خرمی باشد!

من آغوش میخواهم
تو پر ز هیجان میشوی
من نیت ِ برهنگی میکنم
تو خواب ِ برهنگی میبینی!
این یعنی تفاهم!؟
پن: حرفها را گذاشتهام به موقع بگویم! بهموقع...!

سراغام را نگیرید!
میخواهم خواب ِ برهنگی ببینم
میان ترانههای شاد ِ فردا!
پن1: خروجی میخواهم برای اینهمه پتانسیل ِمخفی!
پن2: عصبیام میکنی بچه لوس ِ بد غذا! هی معده!! با تو هستم!!

دیوار ِ راستی نشانم بدهید
میخواهم بالا بروماش!
پن۱: کلافه میشوم گاهی از...
پن۲: لطفا" نقطهچین بالا را خودت پر کن!
پن۳: سوءتفاهم شد گویی! پست ِ قبل را میگویم!

- " شتری هست که در خونهء همه میشینه! "
: " در خونه بشینه ایراد نداره، کاش اشتباهی رو خود ِ آدم نشینه! "
پن۱: من نه آشپزی میدانم نه میتوانم جورابهای سوراخات را بدوزم، با من از شعر بگو و آیتی!همینطوری!
پن۲: چرا دور ساعت اینهمه کند شده است!؟
پن۳: دلام خواب میخواهد! بیرؤیا یا با رؤیا، توفیری ندارد!

گمان میکردم باد
دلتنگیهایم را میبرد
شعرم را برد!
پن: مغزم قفل که میکند هیچ نمیبینم! حتی خودم را!!

دنیا را میدهم، لبخندت باشد!
تنها ۱ لبخند.
مادر!
۱ لبخند...
پن۱: خدای من! بوس!!!
پن۲: میگذرد این روزها، کاش زود!
پن۳: محکمباش که دستانِ خدا با توست،با اوست، با مادر!
پن۴: ممنون!