
دروغ گفته بودم٬
برهنه به خوابهایت میآیم.
خوابی نیست!
پن1: زنبودن را دوست میدارم، بیش از دیروز!!
پن2: باران...
+ نوشته شده در سی ام آبان ۱۳۸۷ ساعت توسط نازنین محمودی
|

دروغ گفته بودم٬
برهنه به خوابهایت میآیم.
خوابی نیست!
پن1: زنبودن را دوست میدارم، بیش از دیروز!!
پن2: باران...

پاهایم پرواز میدانند
نگران ِ رؤیایمان نباش!
پن1: زندگی ِ مشترک ِ بدون تو شیرین نیست، مرد ِمن!!
پن2: کاش کسی مرا هُل میداد وسط ِ این همه کار ِ نکرده!!

گذشت
آغاز شد
همین انتهای ماست
من و تو!!
پن1: دهم آبان شروع ِ ما بود!
پن2: مدتی در این حوالی نیستم!

آرامام کن
به آرامی فردا!
پن1: گاه زندگی بدون ِ شرح را، بیشتر دوستمیدارم!
پن2: دهم آبان نزدیک میشود مدام و من بیتابتر و تو بیشتر!
پن3: این سرشلوغی چقدر لذتبخش است!