
چشم ببندیم بهروی فردا
حال را داشته باشیم
بس!!؟
پن: من = هستم
همین!!

چشم ببندیم بهروی فردا
حال را داشته باشیم
بس!!؟
پن: من = هستم
همین!!

کجا هستند بالهای معصومیتام!؟
پن: ﮬ ﯾ س !!

- " باد مرا ببرد یا خاطراتام را؟"
: " هم تو را، هم خاطراتات را!!"
پن۱: هی دنیا! اینبار تو خفه شو!!
پن۲: دلام هوای ِ بیخیالیهای کمی دورتر را کرده!!
پن۳: کاش بشود سکوت کرد!!

گاه کودکیام ترک میخورد
میان بغض
کجاست عروسکام!؟
پن: یکسالگیات مبارک مادربزرگ!

خفه میشوم
کور هم
اما کر
نه!
حالا تو در پی سکوت باش!
پن۱: تمامی لذت ِ زن بودن، زمانیست که بدانی بهمردت احتیاج داری!!
پن۲: واقعا"!؟
پن۳: حبابسازی ِ افکارم، تمامی ندارند!!
پن۴: " پن۱ " را اینجا خواندنم!

لبخندت فردا
نگاهات بودن
در کدامین دستات خدا آرمیده است؟
پن: ساده میگویم:" مامان! دوستات دارم!"

گاه رهگذری هستی
لبخند میزنی
از سر ِ عادت!
پن: چیزی حنجرهام را میسوزاند. همین!!